أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

239

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نمايند ما از بهر ايشان بساخته‌ايم و بنهاده زنجيرها و غلّها و آتشى افروخته ؛ تا غلّها بر گردنهاى ايشان نهيم و در زنجيرها كشيم و به آتش بسوزانيم كه سزاى بندگان عاصى و گريخته غلّ و زنجير و زندان باشد . [ سوره الإنسان ( 76 ) : آيات 5 تا 6 ] إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً ( 5 ) عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً ( 6 ) بر عقب ذكر كافران و عذاب ايشان ذكر مؤمنان و نيكوكاران كرد و ثواب و جزاى ايشان تا مراعات جانب ترهيب و ترغيب كرده باشد تا كافران و عاصيان از كفر و عصيان بازاستند و مؤمنان طاعات و عبادات در زيادت گردانند گفت : نيك مردان و نيكوكاران را و كسانى كه سوگند راست كنند و بنذرى كه كرده باشند وفا كنند در وقتى كه كافران در دوزخ به عذاب تشنگى گرفتار باشند ايشان در بهشت آب خمر « 1 » خورند از كأسى و [ كأس ] وقتى گويند كه پر از خمر باشد كه مزاج و آميختگى آن كأس خمر كافور باشد يعنى آب كافور و [ كافور ] چشمه‌ايست در بهشت در سراى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آنجا بسراى پيغمبران و اوصياى پيغمبران مىشود ، چشمهء كه بندگان خداى تعالى از آنجا آب ميخورند و بآميزش آن آب خمر مىآشامند ، روان ميگردانند « 2 » آب آن چشمه را در بهشت هر كجا كه ايشان ميخواهند مىبرند در كوشكها و منزلهاى خويش و بر ايشان دشوار و ممتنع نشود روان گردانيدن آن . أهل معانى گفتند كه : مراد آنست كه اين شراب در سفيدى و خوشبوئى چون كافور باشد نه عين كافور كه كافور خوردنى نباشد « 3 » . اهل اشارت گفتند : مزاج شراب ايشان از بهر آن كافور كنند تا دنيا بر دل

--> ( 1 ) - كذا در بعضى نسخ و در عدّهء از نسخ : « آب و خمر » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) كلمهء « آب » اصلا ذكر نشده است تا بذكر اختلاف حاجت افتد . ( 2 ) - معنى [ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً ] است ؛ أبو الفتوح ( ره ) بعد از معنى كردن آن مطابق متن گفته : « و [ تفجير ] گشادن چشمهء آب باشد و [ انفجار ] گشاده شدن چشمهء آب باشد » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و التّقدير : مزاجها شراب كالكافور مثل قوله : حتّى اذا جعله نارا ؛ أى كالنّار ؛ ابن كيسان گفت : شرابى باشد مطيّب بكافور و مشك و زنجبيل ، فرّاء گفت [ كافور ] نام چشمه ايست » .